غیر از طنز همه چی تعطیل! |
سلام
بالاخره امتحانامونم تموم شد. به قول يكي از رفقا: اين امتحاناي لعنتي!!
خوب يا بد اين ترم آخري رو هم پشت سر گذاشتيم و رفت پي كارش، اينكه چندتا از اين درسارو دوباره بايد اين دم آخري تحمل كنم تا چند روز آينده معلوم ميشه. راستش دليل اينكه اين مدت اخير نمي نوشتم فقط امتحانا نبود! كسايي كه منو مي شناسن خوب مي دونن كه من اهل شب امتحانم و براي درس خوندن هيچ كاري رو تعطيل نمي كنم؛ پس مي تونيد تصور كنيد اون موضوعي كه موجب شده تقريبا همه ي كاراي اين چند مدت اخيرم رو معلق كنم خيلي مهمتر از درس و امتحان و اين چيزا بوده!!
اگه از فضولي هم بتركين "البته جسارتا!" بازم نميگم كه اين موضوع خيلي خيلي مهم چي بوده، پس لطفا اصرار بيخودي نفرمائيد كه شيخ ابو امير عمرا نميگه و كلا تو اين مورد خاص معذوريت منو بپذيريد حتي شما دوست عزيز!!
فعلا علي الحساب دو تا مطلبو پيشنهاد ميدم. يكي مطالب اخيره (تفاسیر ناشیانه+توصیه هایی برای سادیسمی شدن) و دومی هم كه فقط لينكش رو ميذارم مطلبیه با عنوان "في منزلت ليلة الرغائب" كه پارسال به همين مناسبت نوشته بودم و فکر میکنم خوندن مجددش خالی از لطف نباشه! بخشي از اون به اين شرحه: "خيل عظيمي از مريدان و دوستداران ما امروز دست بوس رسيدند و خواهان آن شدند تا خطبه اي ايراد بنماييم كه وجوب دعا در ليلة الرغائب را برايشان روشن سازد. از آنجا كه در مرام ما شيوخ نيست كه ديگران را از بلنداي منبر نظاره گر باشيم و به ريششان بخنديم، خواهش آنان را لبيك گفتیم. براي فراهم آوردن نسخه اي كه طالب زياد بيابد و بر حسن رسم ما بيافزايد، دوان شدیم سوي گنجه اي كه جزوات دوران تحصيل در مكتب را درونش جاساز نموده بودیم. ولي چه بگويم از بخت بد كه موريانه هاي اجداد به خطا( ولد الزنا)، يك خط در ميان آن نسخ را تناول نموده بودند و عمده ي بيانات به يغما رفته بود. آن شد كه به ناچار به بحر عظيم اطلاعاتمان پناه برديم و خودمان به جد، همه را تفسير نموديم؛ باشد كه همه مان را به ساحل نجات رهنمون سازد."
شرمنده چون نه وقت دارم تمام نظرات پست قبل رو جواب بدم و نه به نظرم كار جالبيه بخوام با توجه به گذشت زمان جواب اونها رو بنويسم. عذر منو بپذيريد. از همه ی دوستانی که در این مدت غیبت من مثل همیشه بهم لطف داشتن تشکر می کنم و آرزوی شادی و روزهایی خوش و خرم براشون دارم...
از صميم قلب.... از صميم قلب... و بازهم از صميم قلب...
يا علي
تفاسير ناشيانه ي شيخ ابو امير
- البته تا چند وقت پيش در مورد مقبره ي كوروش هم همين نظريه وجود داشت!
*سردار رادان: خبر خوشحال كننده براي مردم اينكه طرح جديد امنيت اخلاقي در راه است (جرايد)
- تا گفتن خبر خوش فكر كرديم قراره به سلامتي كوپن برنج جديد اعلام بشه!
*باهنر: سر رياست مجلس با هم حزبي ها دعوا نمي كنيم (جرايد)
-بايد بالاخره واسه دعوا سر رياست جمهوري انرژي ذخيره كرد!
*صفار هرندي: تعداد دختران فراري به شدت زياد شده است، بايد كاري كرد (جرايد)
-از كرامات شيخ ما اينست، پنجه را باز كرد و گفت وجب!
*يك منتقد دولت: وضع قيمت گوجه فرنگي نگران كننده است (جرايد)
-تا بحث مسكن و برنج و بنزين و ... هست، وقت نگران شدن براي وضع گوجه فرنگي نيست!
توصيه هايي براي ساديسمي شدن
- با ماشينتون كه سيستمش متشكل از ساب و آمپلي فاير دوبل و چهار جفت بانده برين تو خيابون و در حالي كه توي گوشتون پنبه چاپوندين صداي سيستم رو تا آخر زياد كنيد!
- براي جشن تولد نود و اندي سالگي مادربزرگتون يه سرويس كامل آرايش هديه بخرين!
- سالگرد اول ازدواجتون به همسرتون بگين: راست ميگن كه خانوما بعد از ازدواج به سرعت پير ميشنا!!
- به 110 زنگ بزنيد و بخواين كه بيان و شما رو از شر موشي كه رفته تو آشپزخونتون قايم شده خلاص كنن!
- يكي از دوستانتون واسه مرخصي ميان دوره ي خدمت سربازي برگشته به شهرتون. بريد جلو و با خنده ي قاه قاه بهش بگين كه مدل موي جديدش خيلي بهش مياد، آرايشگرشو به شما معرفي كنه!
- روز اعلام نتايج كارشناسي ارشد بريد سراغ دانشجويي كه رتبه ش دو رقمي شده و بهش بگين كه متاسفانه حتي مجاز به انتخاب رشته هم نشده!!
- سوراخ سويچ در ماشين استادهاتون رو با چسب آهن پر كنيد!
- سر كلاس برنامه نويسي كامپيوتر از استادتون بخوايد كدهاي مخفي بازيهاي روز دنيا رو بهتون ياد بده!!
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
.... و طبق معمول چندتايي نيازمندي
نيازمنديم
به عده اي شاكي هميشه در صحنه و طلبكار رقم بالا احتياج داريم تا نام پرسپوليس را به كلي محو و نابود كنيم.
از طرف اتحاديه ي طرفداران جناح مخالف
با افزايش تخلفات حادثه ساز و منجر به جريمه ي بيشتر، ما را در پرداخت به موقع حقوق كارمندانمان ياري رسانيد... لطفا!
روابط عمومي عدم راهنمايي و رانندگي
اطلاعيه
شما را تا رسيدن تضميني به بهشت رضوان همراهي مي كنيم. از ماشين جديد توليدي ما با امكاناتي چون: ترمز پايي، دنده اتومات بدون امكان معكوس دادن، فاقد كمربند ايمني استاندارد، لاستيك هاي بدون آج(!) اسپورت، سوخت رساني نشتي دار قطعي و مجهز به كفن جنس اعلي دوخت ترك، پرده برداري شد.
مهلت ثبت نام: تا هر وقت كه تمايل به مردن پيش از موعد داشته باشيد.
شركت خودرو ساز داخلي
مي خريم
هرچه مال فروشي داشته باشيد خريداريم. ويلا... زمين... خودرو... هواپيما... فضا پيما... فوري، با قيمت هاي كذايي!
صنف احتكاركنندگان اسبق برنج
خبررساني
دور جديد طرح برقراري امنيت اجتماعي شامل ساماندهي سرويس لباسهاي نوزادان است.
نمي گذاريم عده اي به بهانه ي نوزاد بودن در سطح جامعه اشاعه ي فساد كنند!!
1) مجتبي جباري از لگد زدن به ابراهيم تقي پور چه قصدي داشت؟
الف- سنجش آمادگي جسماني تقي پور
ب- سنجش اثرگذاري استوكهاي كفشش
ج- محض تنوع و مزاح
د- ساير موارد
2) استعداد علي عليزاده در كدام بخش فوتبال بيشتر است؟
الف- ايجاد موقعيت خطرناك بوسيله اوت دستي
ب- دادن پاس توي در بوسيله اوت دستي
ج- زدن گل بوسيله ضربه ي مستقيم اوت دستي
د- عليزاده؟ استعداد؟ فوتبال؟!!
3) غلام پيرواني براي خريد بازيكنان چقدر پول مي پردازد؟
الف- هر سه سرباز يك ميليون، غير سرباز نيم ميليون
ب- كنترات- فصلي يك ميليون، روز مزد- روزي هفت تومن
ج- از بازيكنان پول دستي هم مي گيرد
د- تمامي موارد
۴) اگر ليگ برتر 4 هفته ديگر ادامه داشت چه اتفاقي مي افتاد؟
الف- پرسپوليس بالاخره 75 امتيازي ميشد
ب- استقلال به دسته يك سقوط مي كرد
ج- علي دايي مربي تيم برزيل ميشد
د- اتفاق خاصي نمي افتاد
5) نقش آرش برهاني به كدام يك از موارد زير شبيه تر است؟
الف- بادام زميني
ب- شلغم
ج- كدو تنبل
د- گوجه وارداتي!
6) راز موفقيت پرسپوليس را در فصل جاري چه مي دانيد؟
الف- قلب شير
ب- بازي بين المللي
ج- روحيه قهرماني
د- عادل فردوسي پور
7) كدام بازيكن زير نزد افشين قطبي محبوب تر است؟
الف- بهادر عبدي
ب- واحدي نيكبخت
ج- علي دايي
د- شيث رضايي
8) اگر شما جاي فيروز كريمي بوديد چه مي كرديد؟
الف- خودم را با سيانور خلاص مي كردم
ب- از بالاي برج ميلاد پايين مي پريدم
ج- از خداوند طلب استغفار مي كردم
د- به روش علي اصغري خودسوزي مي كردم
9) آقايان واحدي نيكبخت- بالاك- خليلي- برهاني به ترتيب چه خصوصياتي دارند؟
الف- فرصت طلبي- پر رويي- شوت بودن- حرفه اي گري
ب- حرفه اي گري- شوت بودن- پر رويي- فرصت طلبي
ج- پر رويي- حرفه اي گري- فرصت طلبي- شوت بودن
د- شوت بودن- فرصت طلبي- حرفه اي گري- پر رويي
۱۰) سرنوشت انتخاب سرمربی پرسپولیس چه خواهد شد؟
الف- مثل فیلمهای هندی افشین قطبی را متقاعد به بازگشت می کنند
ب- حمید استیلی مدیر عامل و افشین پیروانی سرمربی می شود
ج- علی دایی با حفظ سمت سرمربی پرسپولیس هم می شود!
د- سرمربی بهانه است! استاد اسدی ماساژور سرمربی جدید می شود
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دو سوم این مطلب در شماره ی جدید نشریه ستون آزاد به چاپ رسید!! این هم لینک دانلود شماره ی خرداد ستون آزاد
پ.ن: من بیسواد نیستم و اینو می دونم که دوسوم ۱۰ تا عدد صحیح نمیشه! ولی ۹ تای اول منظورم بود چون شماره ی ۱۰ الان تحت اثر دیدن برنامه ی بدآموز(!) نود اضافه شد!
توصیه هایی برای سادیسمی شدن!
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نيازمنديم
به عدّه اي كارشناس حسابداري جهت رسيدگي به اقساط بانكي و بدهي هايمان نيازمنديم.
جمعي از فرهنگيان بازنشسته
بشتابيد
جايزه هاي بي نظير: ويلاي دوبلكس واقع در جزاير قناري، بوئينگ اختصاصي 747 جهت مسافرت تا محل ويلا، مرسدس بنز 2008 براي انتقال شما به فرودگاه و چك پول يك ميليون توماني به طول خط متروي تهران- شركت در قرعه كشي تنها با خريد يك سيمكارت ده هزار توماني!
شركت ايرانوِل
به چند جاسوس خبره نيازمنديم تا محل سكونت همسر جديد اكبر آقا را به ما اطلاع دهد.
از طرف سه همسر فعلي اكبر آقا
گمشده
پس از اعلام نتايج احراز صلاحيت ها، تعدادي از كانديداها سر به بيابان گذاشته و هنوز رجعت نكرده اند. از كساني كه اطلاعاتي در اين زمينه دارند خواهشمنديم!
سخنگوي حزب مربوطه
شام
در آن شب موعود براي خوردن شام به منزل ما بياييد، اسباب پذيرايي مهياست و صبح ميعادگاه همه ي ما پاي صندوقهاي راي و به منظور كوبيدن مشتي بر دهان استكبار!
كانديداي محبوب
استخدام فوري
وبلاگ "وب خند" در جهت رفع شايعات آنتي دختر بودن اين وبلاگ و صاحبش، اقدام به استخدام تعدادي خانم طنزپرداز مي نمايد. بديهي است در صورت عدم مراجعه ي خانمها، پستهاي موجود به آقايان اختصاص مي يابد!
"مدیریت وب خند"
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
مطالب فوق به نشریه ی ستون آزاد تحویل شد جهت چاپ. البته تا جایی که یادم میاد تعدادیش چاپ نشد... دارم يواش يواش به این نوع گزینش مطالب توسط دوستان دست اندركار نشريه عادت مي كنم. البته اميدوارم نرسه اونروزي كه ترك عادت كنم و اين ترك عادت موجب مرض بشه و قس عليهذا! به هر حال به رسم وظيفه و اصول حرفه اي گري منبع چاپ آثار رو هم درج كردم. البته منبع بعضي(!) از آثار رو... ![]()
سلام. بعد از مدتی تاخیر باز هم در خدمت دوستان خواننده هستم با دو پست. از همه ی دوستانی هم که در کامنتها انتقاد می کنن و مورد لطف قرارم میدن ممنونم... شاد باشید
کاش!!
کاش منهم خیر امواتم عيالی داشتم
در میان جمع مرغان قیل و قالی داشتم!
در برم هم گر نباشد یک عیال شوخ و شنگ
لا اقل يا بيوه اي يا يار مالي داشتم!
تا جوان گشتم توقع رفت بالا بد رقم
حسرت رفتن به تايلند و سومالي داشتم!
جملگي اعضاي منزل معتقد بودند: من
نيمه شب در بسترم رؤياي رالي داشتم!
کاش جای این حصیر پاره پوره لا اقل
بر کف سيمان اين بيغوله قالی داشتم!
یاد آن قلیان شاه عباسی ام را که شکست
خیر و خوش بادا که یک منقل ذغالی داشتم!
گرچه چون بشکسته بودش دختر همسایه مان
در حضور والده ش حال محالی داشتم!
ای خدا از قدرت صُنعت مگر کم می نمود
گر به لطفت حوری بگشوده بالی داشتم؟!
یا که یک هاپوی پا کوتاه و ناز و فسقلی
یا که یک پیشی ز نوع خال خالی داشتم!
گر که پیشی یا که هاپو هم ندارم از خودم
یک دو تا
صورتم همچون هلوي له شده در زير پا
كاش من هم مثل دخترها جمالي داشتم!
كاش در يك شركت شيك و بزرگ و با كلاس
يك مقام معتبر يا پست عالي داشتم!
كاش مي شد رايگان اين غده را بيرون كشند
گر كه در تن غده ي ضعف ريالي داشتم!
الغرض با شعر امروز از دلم بيرون برفت
گركه در پستوي دل رنج و ملالي داشتم
قافيه در شعر من ديگر همي تنگ است دست
ورنه من باب غزل وقت و مجالي داشتم!
من طنز نویس بدی نیستم... شاعر بدی هم نیستم... ولی به نظرم "شعر طنز" سرای خوبی نیستم به هر حال! بابت شعر نه چندان خوب بالا از یکی از دوستان بسیار عزیزم که به درخواست خودشون اسمی ازشون نمی برم خیلی ممنونم. همینطور از مرد رند عزیز بابت چکش کاری!!
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
- بر منكرش لعنت. اگه جز اين بود كه افزايش 100% قيمت مسكن و برخي اقلام ديگه مي رفت رو پايه ي200-300 % !
- ما هرچي به دخترا ميگيم بيخود زور نزنيد و جاي پسرا رو توي ورود به دانشگاه تنگ نكنيد فكر مي كنن كه خصومت شخصي داريم. اينو كه ديگه ما نگفتيم، جرايد گفتن!
- خب باباجان، تقصير دولت خدمتگزار چيه كه 5000 تا جك و جونور مريض تو كشور پيدا نميشه كه اين دامپزشكاي محترم ويزيتشون كنن؟!
- انصافاً من يكي كه مجاب شدم چرا اينترنت پرسرعت پر و پا نميگيره. سرعت اينترنت و سرعت طلاق نسبت مستقيم دارن عزيز من!
- در اين راستا با هدف شفاف سازي اذهان عمومي پيشنهاد تقسيم نرخ تورّم به انواع: كاذب، صادق و ساير موارد(!) را مي دهيم!
- ... والبته مطلع شديم كه علي پروين به عنوان دسته گل عيادت، پيشنهاد استعفاي آقاي كاشاني رو تقديمش كرده!
- راست ميگن ديگه. همونطور كه بيكاراي جامعه "سركار" هستن ايشون هم تك شغله به حساب ميان!
- گرچه اگرم استقلال قهرمان نشه احتمالاً آقاي كريمي ماشين عيالش رو ميفروشه و برميگرده اهواز!
- به نظرم اگه كميسيوني با عنوان "رفع خستگي و كاهش بي خوابي" در مجلس تاسيس بشه، هم ايرادي به خواب كسي وارد نيست و هم خواب عزيزان نامبرده وجاهت قانوني پيدا ميكنه!
- ما ميگيم سنگ پاي قزوين، شما محبت كنيد بخونيد قلب شير و بازي بين المللي! ضمن اينكه آقاي قطبي اشاره نكردن اين قهرماني مربوط به چه سالي و كدوم ليگ ميشه!
طبق معمول نظرات دوست داشتنیتون باعث خوشحالی حضرت شیخ خواهد بود! ![]()
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
می تونید لینک دانلود شماره ی جدید (اردیبهشتماه) نشریه ستون آزاد رو از اينجا دریافت کنید.
از آنجا كه مشكل بيكاري تحصيل كردگان، امري فراگير شده و ظرفيت مشاغل ثابت دولتي از حد تكميل نيز فراتر رفته و از آنجا كه طبق اصل 44 بيش از اين نيز نمي توان به اميد كار دولتي نشست و به آن دل بست، نتيجتاً توسط يك منبع نيمه موثق كه گويي خود او نيز در جرگه ي دوستان بالا سري قرار مي گيرد، مطلع شديم كه درخواست براي احراز و تصدي حرفه ي شريف شاگرد شوفري اتوبوس روزافزون گشته است. از ديگرسو، چون كلاسهاي مختلف آمادگي در آزمونهاي ورودي ارشد و كارشناسي و فني حرفه اي و صد چيز ديگر به شدت باعث چرب شدن نان صاحبان آن مشاغل شده، به اين فكر افتاديم تا نتايج تحقيقات علمي و مكاشفات عملي خود در باره ي اين حرفه(شاگرد شوفري) را مدون نموده و در اختيار متقاضيان قرار دهيم. باشد كه مقبول خدا و بندگانش افتد و از اولي بهشت برين و از دومي نيز خانه ي ويلايي نصيبمان گردد. تست كردن مايلين به امر شاگرد شوفري اتوبوس در قسمتهاي زير مي گنجد كه مفصلاً به آنها مي پردازيم:
تست اعتياد: اين تست، بسيار مهم و حياتي است ولي مثبت يا منفي بودنش چندان اهميتي ندارد يا بهتر است بگويم اصلاً اهميت ندارد، چرا كه اخيراً به دليل سهولت در امر استخدام، قرار بر اين شده كه اين قسمت از مفاد امتحاني حذف گردد.
تست صدا: اين عامل، هنگام سوار كردن مسافران بين راهي كاربرد بي بديلي دارد، همچنين در زمانهاي توقف و يا راه افتادن مجدد كه احتياج به تجميع مسافران مي باشد. لذا سعي كنيد صداي حتي الامكان كلفت و كلفت تري داشته باشيد تا مورد پسند شوفر ها قراربگيريد.
تست رياضي: در اين مورد، استعداد زيادي لازم نيست. اگر فقط مضارب رقم كرايه ها( اعم از مقصد يا بين راهي) را بلد باشيد، كفايت مي كند. ضمناً بارها هم كرايه ي مختص خود را دارند كه اطلاع از اين ارقام و مضاربشان هم مثل بقيه الزامي است. معمولاً در اين مورد، مشكل زيادي امنيت شغلي شاگرد شوفران را تهديد نمي كند، زيرا اكثريت قريب به اتفاق آنان را فارغ التحصيلان دانشگاهي تشكيل خواهند داد.
تست خدمات فني: اين قضيه شامل تعويض لاستيك هاي پنچر، گريس كاري لوازم مربوطه و چك كردن تسمه ها مي شود. شايد پيش خودتان فكر كنيد كه مسائل فني ، شامل نكات پيچيده تري است ولي واقعيت امر اينست كه از شغلي مثل شاگرد شوفري نمي توان بيش از اين توقع داشت و بايد به همين اندك تخصص اكتفا نمود.
تست پذيرايي: در اين باب به شما توصيه مي كنم كه راه رفتن روي طناب را با انواع و اقسام حالات، تمرين كنيد. حاصل ممارست تام شما اين مي شود كه قادر خواهيد بود، داخل اتوبوس ودر موقعيت هاي گوناگون هندلينگ و غيره كارهاي خدماتي از جمله پخش كردن سانديس بين مسافرين و مهمتر از آن ريختن چاي براي شوفر محبوبتان را به خوبي انجام دهيد.
تست جسماني: چون طبق قوانين، صحبت با راننده ممنوع است و ما ايراني ها به قوانين خيلي احترام مي گذاريم، در صورت بروز هرگونه جدل بين مسافرين، لازم است شخص قدري در دسترس باشد تا مسائل را رفع و رجوع كند. ضمناً بالا و پايين گذاشتن ساكهاي مسافران هم انرژي زيادي مي طلبد كه نياز به بدني بس ورزيده و كارا دارد.
تست هوش: حقيقت امر اينست كه اگر اين قسمت در هر شغلي كارايي داشته باشد، در حرفه ي شاگرد شوفري كاملاً هجو و بيهوده است. وقت گرانبهاي خود را با انجام اين مرحله ي طاقت فرسا هدر ندهيد و تمركز خود را روي ديگر بخش ها معطوف كنيد.
تبصره ي 1: آگاهي از آهنگهاي شوفر پسند و پخش آنها، مي تواند شانس پذيرش شما را افزايش دهد.
تبصره ي 2: داشتن سبيل در رفته از هر دو سمت و همچنين موهاي فر و وزوزي جزء موارد به شدت مثبت خواهد بود.
تبصره ي 3: براي افزايش احتمال قبولي، بايد هر دروغ يا خالي بسته شده توسط شوفر را بي قيد و شرط تاييد نماييد، حتي اگر پذيرش آن توهين به شعور شما تلقي شود.
تذكر1: اين مجموعه ي آموزشي حاصل دسترنج ما در تحقيق و تفحص مربوط به اين امر است، پس حق كپي رايت و انتشار آن محفوظ و درا ختيار ماست.
تذكر2: تخطي از فاكتور قيد شده در تذكر 1، پيگرد قانوني دارد.
تذكر3: با كساني كه نسبت به تذكر 2 بي تفاوت باشند به شدت برخورد خواهد شد.
تذكر آخر: خطاب به كساني كه نسبت به تذكر 3 هم بي توجهي مي كنند فقط مي توانيم بگوييم: با بچه ي آدم يك بار صحبت مي كنند!
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
واقعیت اینست که مطلب فوق آرشیوی است ولی مطمئنم کمتر کسی بین دوستان بوده که آنرا خوانده باشد! به هر حال برای خالی نبودن عریضه و وبلاگ ما هم از رفقا رکب زدن را آموخته کرده ایم(!)
شاد باشید
شايد خيلي ها با اين حرف من موافق باشند كه "مديري" در مجموعه ي "پاورچين" يكي از بهترين كارهايش را در بخش كمدي اجتماعي همراه با ديالوگ هاي طنز و شوخي هاي تصويري ارائه داد و با نمايش فضاي كوچك يك خانواده بعلاوه ي سكانس هاي مربوط به اداره، توانست ضمن ايجاد ارتباط با شيرازه ي كلي قشر معمول جامعه (عمده ي مخاطبين) تصوير خوبي از نقد اجتماعي را پيش روي بينندگان تصوير كند. مجموعه ي طنز "باغ مظفر" هم كار خوبي از "مديري" بود كه تا حد زيادي با سليقه ي مخاطبين همنوايي داشت. فرق اساسي "باغ مظفر" با سريالهاي طنزي كه پيش از آن توسط "مديري" ساخته شده بود در لوكيشن ها، نوع گفتار به كارگرفته شده، تعداد بازيگران، و در نهايت موضوعات به نقد گذاشته شده در آن سريال بود. در "باغ مظفر" آنچه به وضوح به چشم مي آمد انتقاد از وضع سياسي موجود و مشكلات معيشتي مردم بود. چيزي كه در سريالهاي قبل كمتر محور شكل گيري چارت سريالها قرار مي گرفت. در سريالهاي به اصطلاح آپارتماني، عمدتا به مسائلي پرداخته ميشد كه نقطه ي اول و كانون انفعال آنها را، دايره ي خانواده و زندگي همجواري (همسايگي يا آپارتماني) رقم مي زد. مورد بحث من در اينجا سريال "مرد هزار چهره" است و صحبت پيرامون سريالهاي گذشته، احتمالاً از حوصله ي خوانندگان خارج...
و اما "مرد هزار چهره"! براي من جالب است كه چرا "مهران مديري" با آن همه تجربه در فرمهاي كمدي به جاي اينكه در كارش تغييرات محسوسي به سمت بهتر شدن ديده شود، باز هم دست به كارهاي تكراري و شوخي هاي معمول در بسط بازي بازيگرانش زد. گرچه در توليدات سينمايي كمدي، بخشي از ديالوگ كميك ها را تكيه كلام هاي بانمك، و بخشي از سكانس ها را شوخي هاي بصري تشكيل مي دهد ولي توجه به برهه ي زماني ساخت يك سريال طنز، و قياس ديالوگ ها با مكالمات جاري در سطح جامعه، يا قياس شوخي ها با شوخي هاي متداول در جامعه بسيار ضروري است.
متن کامل در ادامه ی مطلب
1- مردم ايران مهرباني و برخورد منصفانه با هم را ياد بگيرند و عمل شنيع كپي رايت را براي هميشه بگذارند كنار!
2- نويسندگان وبلاگها به جاي خاطره نويسي و س ك س نويسي به نوشتن حرفه اي و مناسب روي بياورند!
3- تعداد نؤوث اجتماع كم و كمتر بشود تا مشكل بي شوهري ريشه كن شده، دست مايه ي طنزنويسي واقع نشود و ما هم از صدقه ي آن اينهمه دشمن نداشته باشيم!
4- مبلغ حق التاليف به شكلي فضايي رشد كند و هيچ نويسنده ي گرسنه اي در هيچ بلادي (چه مسلمان و چه ضالّه!) پيدا نشود!
5- قيمت مسكن، مرغ و تخم مرغ و قس عليهذا، خودرو، نان، گوشت و پرتقال(!) كاهش بيابد!
6- سال جاري برنده ي يك دستگاه آپارتمان همراه كليد طلايي، يك هواپيماي اختصاصي و اسكناس 10 هزار توماني به ارتفاع دوبرابر برج ميلاد بشوم!
7- سال ديگر در چنين روزي هم درسم تمام شده باشد، هم خبر پذيرفته شدنم در مقطع كارشناسي ارشد رسيده باشد، هم مجوّز انتشار و توزيع يك نشريه ي كشوري را گرفته باشم، هم خوانندگان خوب وبلاگم همچنان خواننده ام باشند و هم شوهر باشم!!
پ.ن: در تكميل آرزوي محال شماره ي 7 بايد عرض كنم كه پدر بودن را هم بسيار دوست دارم...!
آري... باز آمد... با تبلوري دوچندان... با تلؤلؤي كه خماري چشم ها را مي گسلد... با تلفيقي از هرآنچه كه زيباست... آمد كه چشم ها را بنوازد... كه نقش لطافت را بر آفريدگان خداوند ترسيم كند... آمد كه يادآور شود زندگي را، بودن را و آينده را... آمد كه تعريف جديدي از اميد پيش چشمانمان معنا كند... شايد هم آمد كه ثابت كند منكرانش همه دروغگويند... آمد كه رنگ تازگي بزند به مكرّرات... نمي دانم... واقعيت اينست كه به همه ي اين دليلها آمد و بي شك دليل آمدنش هيچ يك از اينها نبود... شايد اصلا آمد چون اگر نمي آمد حلقه اي از زنجير گردش گيتي ناقص مي ماند... چون بايد مي آمد... شايد آمد كه بگويد سلام! ...پس سلام...!
سلام بهار... سلام نوروز... خوش آمدي... انتظار ديدنت به پايان رسيد... خدا را شكر كه بازهم زنده بودم و آمدنت را به نظاره نشستم... پاينده باشي... با همه ي لطافتت... سبزيت... و حس اميد به زندگي كه در تمام اجزائت جاريست... سالها بيايي و بروي و مردمان را از درك عمق جمالت خوشنود سازي... جلوه ي قدرت خدايي... نماد معاد موعودش... شادباشي و سبز و مكرّر...
براي همه ي دوستان عزيزم سال خوب و خوش و سرشار از شادي رو آرزو دارم. اميدوارم شكفتن گل لبخند روي لبهاتون هميشگي باشه و عمر خوشيهاتون هم زياد... عيد همگي شما مبارك![]()