|
اين وب خند، مكاني گشت براي اداي پند، تا شايد به راه آيند بندگاني چند، و در هر دو جهان خلائق گردند سودمند؛
وب خند به همت مردي تاسيس گرديده، بسيار گران سنگ و ورزيده، كه دورادور عالم را چرخيده؛
شيخي نا قلا و خوش مرام، ايامش همه به كام، و خود او نيز شخصی (شيخ ابو امير) نام؛
كه اندك محاسني هم بر سر و صورت وي روييده، بسيار راه حق پوييده، بوي بهشت از دور بوييده ، و وی طريق سعادت جوييده ؛
وليك همچنان، با وجود نظر منان، چونان بقيه ي بنی بشر علاف است و حيران؛
پس چندي در اين زيبا مكان، به مزه پراني مي پردازد وايراد نغز سخنان؛ تا بلكه برايش به درد آيد دل رحمان!
انتخابات ریاست جمهوری دهم ایران
پی نوشت: به بالای صفحه دقت کنید. نوشته ام «غیر از طنز همه چی تعطیل!» و چه طنزی از این بهتر؟!
آگهی های انتخاباتی
به عده ای بیکار و دست از جان شسته، جهت فعالیتهای شدید انتخاباتی نیازمندیم.
مسئول ستاد فلانی
اگر به من رای ندهید خیلی نامردید؛ همین!
یک ساعت سوئیسی اعلا جهت بیدار نگهداشتن کاندیداها در صبح شمارش آراء به مزایده گذاشه می شود.
کاسب وقت شناس
نیازمندیم
به تعدادی متن سخنرانی، متناسب با حال و هوای انتخابات نیازمندیم.
- اگر می خواهید به رئیس جمهور آتی غبطه نخورید؛
- اگر دنبال شعارهای ایده آل و دست اول می گردید؛
- اگر می خواهید چهار سال تمام عکستان را بر در و دیوار ببینید؛
- اگر می خواهید با یک تیر، هزار و یک هدف همزمان را بزنید؛
- اگر می خواهید متون سخنرانیتان اشک درآر و اثرگذار باشد؛
وقت را از دست ندهید
با انجمن نویسندگان نخبه ی «باری به هر جهت» تماس بگیرید!
من فعلاْ خاطر شما را خیلی می خواهم، شما چطور؟!!
کاندیدای محبوب و مردمی
اگر از فقر آهن رنج می برید، اگر توی عمرتان دو وعده ی پیاپی کباب نخورده اید، اگر فرق سینه ی مرغ را با کت و بالش نمی دانید، اگر سالهاست گوشت قرمز از سبد خانوار شما خط خورده، اگر نمی خواهید زیر خط فقر هلاک بشوید، وعده ی ما ستاد انتخاباتی ما!
توصیههاییبرایسادیمیشدن(انتخاباتی!)
- روبروی ستاد انتخاباتی اصولگراها، شعار حمایت از اصلاح طلبان را سر بدهید و بالعکس!
- یک برگه با مضمون تشویق مردم به عدم شرکت در انتخابات، روی شیشه ی ماشین فرمانده سپاه ناحیه بچسبانید!
- توی یک میتینگ انتخاباتی بروید پشت تریبون و از برنامه های خودتان در صورت پیروزی در انتخابات صحبت کنید!
- با سنگ بزنید شیشه ی ستاد کاندیدای محبوبتان را خرد و خاکه شیر کنید!
- خانمهای محترم، همسرانتان را تهدید کنید که اگر به کاندیدای مورد علاقه ی شما رای ندهد مهرتان را می گذارید اجرا!
- پشت شیشه ی ماشینتان پوستر هر چهار کاندیدای حاضر در انتخابات را در کنار هم قرار دهید!
گفت و شنود انتخاباتی
(۱)
- الو، سلام. برنامه ی "صباحی با رئیس جمهور آینده" ی رادیو؟
- سلام از ماس پدرجان. بفرمائید، درست گرفتین
- من درخواستی از رئیس جمهور آینده دارم.
- امیدوارم ایشون پای رادیو باشن و بشنون. بگو پدرجان
- پسرِ ناخلفِ یتیم مرگ شده ی جزّ جگر زده ی من، یکی از مفسدین اقتصادیه. هرچی تو این سالا من و ننه ش منتظر شنیدن خبر مرگش از اخبار شدیم بی فایده بود. از رئیس جمهور آینده میخوام بیش از این مارو منتظر نذاره، آخه معلوم نیس عمرمون قد بده!
(۲)
- آقا این چه وضعشه؟ چه مملکتیه درست کردین؟
- علیک سلام قربان!! مگه چی شده که انقد توپتون پره؟
- به رئیس جمهور آتی بگین روی واحدای صنعتی بیشتر نظارت کنن.
- چطور مگه؟ حتما چنین نظارتی از طرف وزارتخونه ها اعمال میشه.
- آقاجون، کیفیت لوله های ساخت داخل پائینه، همین الان دارم از زیر یه متر و نیم آب باهاتون قُل قُل قُل...
- الو... الو...
(۳)
- الو، من از شما می خوام توی انتخابات شرکت نکنید. ما یه گروهیم که مردمو ترغیب به رای ندادن می کنیم.
- آخه دلیلی واسه این کار وجود نداره. ما باید همه توی سرنوشت کشورمون شریک بشیم. باید رای بدیم. باید...
- یعنی شما و بقیه بچه های رادیو قبول نمی کنین که رای ندین؟! حتی اگه بهتون پول بدیم؟
- نخیر، ما هیچ وقت زیر بار همچین خیانتی نمیریم!
- آفرین به غیرت توی ایرانی، درود بر تو! اونطرفو نیگا کن، شما در مقابل دوربین مخفی قرار دارین!!
پی نوشت:
شماره ی جدید نشریه ستون آزاد منتشر شده است. ندیده ام و نمی دانم توفیق چاپ نصیب چندتا از مطالب فوق شده است!! می توانید نسخه ی اینترنتی نشریه را در اینجا دیده و دانلود کنید.
علاوه بر عدد ۱۳، چیزهای دیگری هم هستند که بتوانند نحوست به بار بیاورند!
در پی اوج گرفتن اتهامات علیه دولت خدوم و مهرورز ده منهای یکم، بر آن شدیم تا با بهره بردن از نظرات کارشناسان اجتماعی، سرخط بزرگترین معضلات اجتماعی این سالهای اخیر را به شرح ذیل در اختیار خوانندگان قرار دهیم:
1) بحران فقدان شوهر: نمی شود اتّخاذ سیاست خاصی را مایه ی ایجاد این بحران در حد وسیع معرفی کرد ولی چیزی که مشخص است حتی حربه های قدیمی شماره دادن خیابانی و یا تهیّه و تکثیر و توزیع جزوات دانشگاهی هم در این دولت نتوانسته به کاهش این معضل عظمی کمک کند!
2) افزایش تولید ناخالص علم: آقای رئیس جمهور بعد از پدرکشتگی بی سابقه با دانشگاه آزاد و عیادی معلوم الحال آن، به گسترش دانشگاه پبام نور همّت گمارد و با افتتاح رشته های مهندسی و تخصصی در مدارج کارشناسی ارشد به بالا در این دانشگاه، تولید علم داخلی را ناخالص کرده و به خاک سیاه نشاند!
3) به اضمحلال کشاندن اقتصاد آمریکا و در نتیجه کل دنیا: دکتر احمدی نژاد در کنفرانسهای بین المللی ادّعای مدیریت جهانی را سرلوحه ی برنامه اش قرار داد و ترس امریکا از تئوریزه کردن اقتصاد جهانی توسط احمدی نژاد، موجب غافل ماندنشان از تولیدات صنعتی و در نتیجه ورشکستگی و فلاکت بنگاه های اقتصادی آمریکا من جمله جنرال موتورز و غیره گردید!
4) بحران مسکن و کمبود مکان: افزایش های نجومی قیمت مسکن چه در سطح خرید و فروش و چه در سطح رهن و اجاره، موجب شد تا علاوه بر اینکه جوانان نتوانند از اوقات بیکاری شان بهره ی کافی و وافی ببرند، زوجهای جوان و سایر افراد خانه بدوش هم با مشکل مواجه شده و خانه بدوش تر از گذشته شوند!
5) بازی با احساسات پاک جوانان توسّط گشت ارشاد: چه بسیار دختران و پسرانی که دست در دست عشقهای افلاطونی و اساطیری خود، به دام ون های گشت ارشاد افتاده و به مراکز مجهول الموقعیّت انتقال یافتند. این یک روی سکّه است و لطمه دیدن روحیّه ی لطیف آنها بر اثر گرفتن تعهّدنامه، روی دیگر سکّه!
6) تقویّت روحیه ی نشاط و احیای هرزگی: مدیران لایق فعلی، تک تک اقداماتشان را با طنز گره زده بودند، بطوری که در این چهار سال کاری نکردند مگر اینکه قبل از اقدام، صرف و سود طنزپردازان و سوژه سازان را مدّ نظر قرار دهند! گرچه طنز به خودی خود چیز بدی نیست، ولی وقتی افراد با خواندنش از خود بیخود شوند حتماً تاثیراتش بد خواهد بود!
7) بحران دکترین تخصّصی: مناظره های تخصّصی علاوه بر آشکارکردن حلقه های قدرت، بخش دیگری از نظام را هم به چالش کشید و آن، همانا کمبود کارشناسان خبره و دکترای تخصّصیست که در این چند وقت اخیر تمام این کمبود ها را احمدی نژاد یکّه وتنها جبران کرده بود ولی باید برای سالهای آتیِ بدون احمدی نژاد، چاره ای اندیشید!
8) بحران کمبود بنزین: کمبود بنزین و جیره بندی آن، نه تنها حمل و نقل مملکت را دچار مخاطره کرد بلکه عده ای دیگر مانند اشخاصی که از زندگی در این کشور سیر شده بودند را برای خودسوزی، و مسافرکش های پسر با نیّات خدا پسندانه را برای رساندن خواهران دینی به مقاصد مورد نظر، دچار اخلال و مشکل کرد!
9) کمبود آب، برق، گاز، تلفن والباقی موارد: جیره بندی آب، قطعی گاز در زمستان های استخوان شکن و قطعی برق در گرمای خفه کننده ی تابستان، در سالهای اخیر چیزی نیست که از یادمان رفته باشد. تاثیرات منفی اش از برنامه های تلویزیونی که نیاز مبرم به آب بستن دارند گرفته تا ایجاد مقدمات ازدواج که نیاز به تعرفه های مناسب مخابرات دارد، همه و همه در زندگی مردم مشهود وملموس است!
10) گرانی خوراک و اشاعه ی ضعف جسمانی: طبق آمارهای دولت نقل از بانک مرکزی، جداول و گرافها حکایت از افزایش وزن متوسط سالانه در مردها از هفتاد کیلو به هشتاد و هفت و نیم کیلو و در زنها از سی و چند کیلو به حوالی پنجاه کیلو دارند! چیزی که مردم با نگاه کردن به هیاکل خود و خانواده شان، و همچنین استفاده از یک ترازوی سالم غیر دولتی به آن معتقد نیستند و رسیدن کارد به استخوان و آب شدن گوشت تنشان، گواه ضعف جسمانی شدید است!
11) از بین رفتن روحیه ی کمال طلبی در جامعه: بسیاری از روان شناسان عقیده دارند احمدی نژاد در سخنانش، با تصویر کردن کشوری فوق پیشرفته و غرق در نعمات اقتصادی و رفاهی، باعث شده تا بسیاری از ایرانیان ازفرط خوشی سکته کرده و با سرعت تمام، به دیار باقی بشتابند. آنهایی هم که زنده مانده اند، حس کمال جوئی و زیاده طلبی در وجودشان مرده و منطقی در پس حیاط در ایران نمی بینند و تصمیم دارند از این شرایط به جائی بگریزند که شرایط اقتصادی و رفاهی نامیزان باشد تا دلیلی برای فعالیت و تکاپو در خود ببینند!
12) دامن زدن به بیکاری: این گزارش توسط کارشناسان اقتصادی تهیه نشده و تنها دلیلی که برای افزایش نرخ بیکاری به ذهنشان رسید، همانا غلامحسین الهام بود که بر بیش از شصت و اندی صندلی دولتی به صورت گردشی تکیه زده است!
13) تقویت فرهنگ فحّاشی: بدلیل ترسمان از مفعول واقع شدن، از بسط این مورد می پرهیزیم و به ذکر سه نام بدون توضیحات اضافه بسنده می کنیم. اول؛ سرکار خواهر محترم فاطمه رجبی، دوم؛ برادر ارزشی و بهتر از جان آحاج حسین شریعتمداری و سوم؛ دکتر همه فن حریف، متخصص مغلطه و فنّ بیان، فخر تمام زیبارویان جهان، خود شخص شخیص رئیس جمهور(لامدّظله العالی)!
"هرکسی" ممکن است برای "هرکاری" که تصمیم به انجامش دارد "هردلیلی" بیاورد، ولی این روزها کسانی را می بینم که دلیل و منطقی برای رای دادن به احمدی نزاد نمی بینند ولی داد سخن از حمایت او می زنند. من هم خوب که نگاه کردم دیدم دلیل و منطق همینطور ریخته روی زمین، گفتم چندتا دلیلم را برای حمایت قاطع و تمام الجوانب از این معجزه ی بی بدیل تمام هزاره ها به شرح زیر اعلام کنم. من به فلانی رای می دهم چون:
1) از بچگی علاقه ی خاصی به کارتون پینوکیو داشتم و در حال حاضر شخصیتی تا این حد شبیه به او نمی بینم. چونان یک روح هستند در دو بدن!
2) به داستان چوپان دروغگو عشق می ورزم و در زمانه ی ما، همانا این قصّه همان قصّه است!
3) گرچه فلانی مرد عمل نیست ولی به هرحال خوب که بلد است حرف بزند و شعار بدهد، دیگران عرضه ی همین شعاردادن های بی عمل را هم ندارند!
4) کشور ایران کشور ادیب پروری است و فلانی از مفاخر ادبیات فارسی است. اگر باور ندارید از آنها بپرسید که "قطعنامه دانشان" پاره شد!
5) من از علاقه مندان زبان عرب هستم. اگر کسی را پیدا کردید که بتواند غلیظ تر از فلانی"ح"های «بسم الله الرّحمن الرّحیم» را تلفّظ کند، بگوئید تا به آن یکی رای بدهم!
6) به ترکیب گردشی، چه در تیم فوتبال چه کابینه ی سیاسی معتقدم. جابجائی پیاپی وزراء کمک زیادی به کاهش نرخ بیکاری خواهد کرد(البته نقش غلامحسین الهام را هم نباید نادیده گرفت)!
7) عاشق مدیریّت جهانی هستم. ایشان اگر بماند حتماً من هم مدیریت ساخت و ساز کلیه ی بناهای دنیا و متعلّقاتش را بنا به رشته ی تحصیلی ام به دست خواهم گرفت!
8) هیچوقت فکر نمی کردم عمر من و نوه نتیجه هایم به دیدن اضمحلال و نابودی امریکا و انگلیس و فرانسه و بقیه ابرقدرتها قد بدهد. ولی فلانی گفته می دهد!
9) ولایت فقیه در ایران یعنی همه چیز. "آقا" هم که یک جورهایی گفته: «من به احمدی نژاد رای می دهم، حالا شما به هر کس می خواهید بدهید»!
10) توی فیلم تبلیغاتی دور قبلش فهمیدم پسرش نمیداند "ویلا" اصلاً چی چی هست! پس این آدم دزدی نیست و در این دزدبازارهرکس دزد نباشد حتماً لیاقت ریاست جمهوری راهم به رغم غرق در توهّم بودنش، دارد!
حرف هایم را خلاصه می کنم. به احمدی نژاد رای می دهم چون فلسفه ی ماکیاول را قبول دارم، «هدف» چیزیست که «وسیله» را توجیه می کند. حتی اگر وسیله "مردم فریبی""جعل آمار""استفاده از امکانات دولتی برای تبلیغات""سوء استفاده از امکانات سپاه و بسیج""به بازی گرفتن مقدسات دینی""تخریب حلقه های قدرت(!) و مافیها به مقصود حمله به رقیبی که مثلاً با آنها یکبار توی کافی شاپ کافه گلاسه خورده""اخراج منتقدان و مخالفان""توسّل به دیکتاتوری""اتهام زدن به ناموس مردم""ارث پدری دانستن صداوسیما""بداخلاقی انتخاباتی""مایه گذاشتن از تونی بلر و استعمار پیر انگلیس!""گل گرفتن دهان هرچه نشریه و جریده ی منتقد و ژورنالیست و ناشر کتابهای پرطرفدار""پشتیبانی از دیوانه هایی مثل فاطمه رجبی و حسین شریعتمداری و الخ""آسفالت کردن دانشجوهای فعّال و دانشگاه های فعّال" یا هر ترکیبی از موارد بالا که می خواهد باشد!
اصلاً رای می دهم پس هستم، رای می دهم تا باشد تا باشم، رای می دهم تا... ولم کنید... دِ به من دست نزن پدر سوخته... چرا منو می برید؟ این لباسا چیه می خواین تنم کنید؟ پس آستیناش کو؟؟! رای... من... دکتر!!
حقوق اين وبلاگ محفوظ است و كپي از آن حتی با ذكر نام هم مجاز نمي باشد |