تبليغاتX
وبخند

webkhand

شیخ ابو امیر

webkhand

http://webkhand.blogfa.com

وبخند

وبخند

وبخند

اين وب خند، مكاني گشت براي اداي پند، تا شايد به راه آيند بندگاني چند، و در هر دو جهان خلائق گردند سودمند؛
وب خند به همت مردي تاسيس گرديده، بسيار گران سنگ و ورزيده، كه دورادور عالم را چرخيده؛
شيخي نا قلا و خوش مرام، ايامش همه به كام، و خود او نيز شخصی (شيخ ابو امير) نام؛
كه اندك محاسني هم بر سر و صورت وي روييده، بسيار راه حق پوييده، بوي بهشت از دور بوييده ، و وی طريق سعادت جوييده ؛
وليك همچنان، با وجود نظر منان، چونان بقيه ي بنی بشر علاف است و حيران؛
پس چندي در اين زيبا مكان، به مزه پراني مي پردازد وايراد نغز سخنان؛ تا بلكه برايش به درد آيد دل رحمان!
غیر از طنز همه چی تعطیل!

وبخند

 

 

دیدم در آستانه ی انتخاباتیم؛ گفتم چه کاری بهتر از نوشتن در همین باره؟ ما ایرانیها که اصولاً شناگرهای خوبی در جهت جریان هستیم، بادی به هر جهت بودن هم که از خواص اکثریت ماست. من هم که شخصیتی نیستم بخواهم خلاف جریان در جریان باشم؛ پس با موضوعات انتخاباتی می نویسم علی الحساب تا چه پیش آید!

(توضیح ضروری: پاراگراف بالا را بخوانید و هرجایش را نخواستید باور نکنید!)

سیستم تایید صلاحیت های پیشین از جانب شورای محترم نگهبان به من اثبات کرده که اظهار نظر پیش از موعد در مورد افراد تایید صلاحیت شده کار عبثی است. در واقع چطور می شود چیزی را پیشبینی کرد که خود سهام داران و داخل گودها هم نمی توانند به ضرس قاطع در موردش اظهار نظر کنند؟!

پس فعلاً از کسانی که هنوز امیدی به تاییدشان نیست چیزی نمی نویسم و صاف می روم سروقت دکتر احمدی نژاد که همه مطمئنیم هرکه تایید نشود ایشان به واسطه ی خدمات شبانه روزی و مهرورزانه ی چهارسال اخیر اگر خودش هم نخواهد از همین الآن، تایید صلاحیت شده به حساب می آید!

این آقای دکتر آدم خوبیست. کمتر کسی را می شناسم که به خودش اجازه بدهد با الفاظ رکیک خطابش کند و بدش را بگوید. حالا نمی دانم به واسطه ی رضایت قلبی یا ترسی که علیحده توی قلوب عموم ملت وجود دارد! البته می دانید که توی هر موردی استثناء هم وجود دارد واین مورد هم، استثناء نیست که بخواهد مشمول استثناء واقع نشود(ترجمه ی سلیس ترش می شود اینکه: هستند کسانیکه بی توجه به رضایت عمیق قلبی، زبانم لال زبان به توهین میگشایند و بستگان اناث درجه یک طرف را مورد مرحمت قرار می دهند!) خلاصه که بگذریم...

خوب است آدمیزاد جسارت داشته باشد و ابراز وجود کند. من خودم به شخصه هرچه دارم از همین ابراز وجودها دارم که در محافل عمومی و خصوصی به کار بسته ام. چیزهایی را هم که ندارم تقصیر خودم است با وجود اینکه می توانستم بیخود و بیجهت توی آن موارد ابراز وجود کنم، نکردم! که اگر کرده بودم الآن مجبور نبودم اینطور با سوز و گداز از نداشته ها بنالم.

اینها را مقدمتاً گفتم که ادامه بدهم این دکتر احمدی نژاد عجب آدم با دل و جراتیست. آدمیزاد باید یا مغز خر خورده باشد یا خیلی شجاع باشد که بخواهد هنوز روی کارنیامده پا روی دم آقاها و آقازاده ها و مفسدین اقتصادی، یا دانشگاه آزاد و بانیانش، یا اسرائیل و هلوکاست، یا در اواخر لای کار رفتنش پا روی دم سازمان حج و زیارت و مرتبطین امورش بگذارد. از آنجا که من غلط بکنم بخواهم بگویم دکتر از دسته ی اول(مغز خر خورده ها) است، عجالتاً و از سر مصلحت اندیشی مجبورم فرض دوم(شجاع بودن) را بپذیرم! پس همه ی ما باید ببالیم به چنین آدم با دل و جراتی که با یک و نیم متر قد و نهایتاً پنجاه و خورده ای کیلو وزن، اینطور چوب توی سولاخ زنبور می کند. اینکه کدام یک از این اظهار نظرها جواب داد یا به نفع خود سخنران و ملّتش تمام شد شاید کمترین اهمیت را در این میانه داشته باشد. مهم همان ابراز وجود کردن و نظرپراکنی بصورت مستمر و بی وقفه است که ابشان دمشان گرم، هیچجوره مضایقه نکرده اند!

 

به شدت ادامه دارد...

 

+ | نوشته شده توسط شیخ ابو امیر در سه شنبه 1388/02/29 و ساعت 0:56 
 

free template blog free template theme template