|
اين وب خند، مكاني گشت براي اداي پند، تا شايد به راه آيند بندگاني چند، و در هر دو جهان خلائق گردند سودمند؛
وب خند به همت مردي تاسيس گرديده، بسيار گران سنگ و ورزيده، كه دورادور عالم را چرخيده؛
شيخي نا قلا و خوش مرام، ايامش همه به كام، و خود او نيز شخصی (شيخ ابو امير) نام؛
كه اندك محاسني هم بر سر و صورت وي روييده، بسيار راه حق پوييده، بوي بهشت از دور بوييده ، و وی طريق سعادت جوييده ؛
وليك همچنان، با وجود نظر منان، چونان بقيه ي بنی بشر علاف است و حيران؛
پس چندي در اين زيبا مكان، به مزه پراني مي پردازد وايراد نغز سخنان؛ تا بلكه برايش به درد آيد دل رحمان!
مرد داستان من، دانشمند به نامی بود. از همانها که هر کسی دوست دارد جای او باشد. سالهای طولانی عمر را گذاشته بود برای کسب تئوریک علوم و چند سالی هم می شد که سعی در اثبات تجربی آموخته هایش داشت. پروژه ی آخرش مربوط به انسانی بود که اتفاقا (یا غیر اتفاقی!) از طبقه ی نود و هفتم یک ساختمان پرت می شود پائین! می خواست بفهمد چقدر طول می کشد تا بخورد زمین و مغزش پخش و پلا بشود. کارهای تئوری را با در نظر گرفتن وزن انسان، سرعت باد، اصطکاک هوا، سرعت و شتاب پرتاب در لحظه ی صفر، نیروی ثقل زمین در آن منطقه ی بخصوص ارضی، و خیلی چیزها که منِ بی سواد سر در نمی آورم انجام داد. حالا نوبت رسیده بود به عمل... آزمایش را با ماکت های شبه انسانی گوناگون و در اوقات یکسان و همگون انجام داد. بارها و بارها آزمایشات را تجدید کرد و هیچ دوباری نشد که نتایج یکسانی بدست آید! به معلومات و دقت عمل خودش ابدا شک نداشت، پس دوباره همه ی دستگاهها و سنسورها را چک کرد و خودش را برای آزمایش نهائی آماده کرد. رفت به طبقه ی نود و هفتم، از همسرش خواست که برای بار آخر همراهی اش کند، دستگاههای اندازه گیرنده را بکار انداخت، دوتائی ایستادند لب پنجره، لبهای همسرش را بوسید و از اینکه قرار است تنهایش بگذارد عذر خواست، دست برد به سمت سینه، در جهات افقی و عمودی حرکتش داد، اشک در چشمانش حلقه زد، چشمها را بست، نفسش را حبس کرد و همسرش را به پائین هل داد!! نتیجه ی آزمایش، کاملا رضایتبخش بود...
مندرج در ماهنامه ی فانوس شرق
پیر و مراد ما، آخر هم عزب دست در دست عزرائیل گذاشت!

منوچهر احترامی به صابری و صلاحی و حالت و توفیق و گلستان و الباقی طنزپردازان فقید ایران پیوست. از این به بعد قصه های ده شلمرود را کسی نیست که تعریف کند. کسی نیست تا از حسنی برای بچه ها بگوید و بسراید و بنویسد. از پنجشنبه تا پنجشنبه را کجا بخوانیم؟! دنیا دیگر تاب تقدیم سبیلی آنچنانی را به یک مرد نخواهد داشت! عمو پورنگ، استاد اینکاره ی ما رفته...
یکی از بزرگترین حسرت هایم اینست که چرا نرفتم تا برای یکبار هم که شده از نزدیک ببینمش و بگویم که چقدر نادیده و دورادور به او مدیونم. هر که می شناختش از مهربانی و خاکی بودنش دم می زد. از اینکه سن و سالش مانعی برای جوشش او با جوان تر ها نبوده. از نسل قدیمی های طنز فقط او مانده بود که او هم...
سزای کسی که عمری با وقار و فروتنی گوشه ای از شادی اطرافیان و هموطنانش را به حد کمال فراهم آورده جز بهشت هم می تواند باشد؟ امیدوارم آنجا هم چنان کند که عمری اینجا می کرد!
چیزی برای گفتن ندارم...
مرتبط:
منوچهر احترامی رفت که دیگر چشمش به ما نیفتد! (به روایت عباس حسین نژاد)
منوچهر احترامي درگذشت (به نقل از فارس)
باسمه تعالی
فاصبروا... ان الله مع الصابرین...
ملت شهید پرور و سرافراز ایران، سلام علیکم و رحمت الله
خبر منتشره در مورد دستاور عظیم فضائی کشور اسلامی و عزیزمان را، که باعث ایجاد موجی از شادی با قدرت چندین هزار هرتز در میان هموطنان گرامی شده، خدمت مولانا رهبر عظیم انقلاب، روح رهبر فقید انقلاب، و حضرت ولی عصر(ع) -ارواحنا فداه- تبریک عرض می نمائیم. ما، جمعی از دانشجویان بومی-انقلابی-بسیجی همیشه در صحنه، وظیفه ی خود دانستیم تا دستاورد اخیر دانشمندان بومی مملکت را در پرتاب ماهواره ی کاملا بومی بوسیله ی ماهواره بر کاملا بومی و از جایگاه ساخته شده به دست بومیان این کشور بومی، تبریک گفته و مانند صدا و سیمای کشور اسلامی مان، آمادگی خود را برای فروکردن این موفقیت بی سابقه توی چشم دشمنانمان، به فواصل هر نیم ساعت یکبار اعلام کنیم. گرچه از دید فنی، چندین دهه از پرتاب اولین موشک ها و ماهواره ها و فضاپیماهای با و بدون سرنشین می گذرد، ولی این موفقیت بی سابقه ی ما با آن اعمال مارکسیست های بی همه چیز و سوسیال دموکرات های اصطلاحا نواندیش با تفکرات منحرف پادمذهبی، نه قابل مقایسه بوده و نه قابل مقایسه است.
لازم به تذکر است بیش از سه دهه از تحریم های سنگین علیه ایران می گذرد و این نه از آن تحریم هاست که مثلا در دوران دفاع مقدس، سلاح و مهمات را قاچاقا و به کمک کشورهای ثالث (که همینجا تشکر خود را از آنها اعلام می داریم) خریداری نموده و استفاده نمودیم. این گام بلند در راه فتح قلل نیمه مرتفع دنیای علم، به همان دلیل فوق، بومی محسوب شده و شایعات پیرامون کمک گرفتن از کشورهای متحد شمالی و غیره برای دستیابی به این تکنولوژی، یک سناریوی از پیش طراحی شده توسط شبکه های منحط فارسی زبان فاقد مجوز می باشد. در این راستا بر خود واجب دیدیم بر این نکته پافشاری کنیم که اگر نبود کمک دانشجویان و اساتید بسیجی ما در امر خطیر و طاقت فرسای سرچ مقالات، امروز نمی توانستیم این بیانیه را صادر و نقش خود را در این حرکت انقلابی، تنویر کنیم.
برخی از داشجویان بسیجی نیز از این تریبون استفاده کرده، مجددا یادآوری می کنند که همچنان برای انتحار در مسیر تعالی اسلام و مسلمانان و منهدم کردن نود و نه و چند دهم درصدی اسرائیل غاصب از صفحه ی روزگار توسط تکنولوژی های نو، آمادگی کامل دارند. امضای نویسندگان بند فوق به پیوست تقدیم می گردد. لازم به ذکر است خواهران عفیفه ی بسیجی با دامنهای پرمهرشان، در تمام مراحل صدور این بیانیه (و حتی قبل و بعد از آن) یاور برادران بودند، ولی بدلیل حفظ کرامت انسانی خواهران از گزند دشمنان ایران اسلامی، حضورشان مقابل انظار عموم به مصلحت دیده نشد. چنان که افتد و دانید.
در پایان، مفتخریم اختصاصا از تمامی احزاب اپوزوسیون داخلی و خارجی برائت جسته، پیشاپیش خشنودیمان را از تمدید سمت ریاست محترم جمهوری، استاد متعهد بسیجی، جناب برادر، دکتر محمود احمدی نژاد اعلام کرده، پیشنهاد تنظیم طرحی برای رفع مشکلات ورازمینی بشر توسط ایشان را ارائه دهیم.
اجرکم عندالله...
برادران حوزوات مقاومت بسیج دانشجویی جمهوری اسلامی ایران
حقوق اين وبلاگ محفوظ است و كپي از آن حتی با ذكر نام هم مجاز نمي باشد |