غیر از طنز همه چی تعطیل! |
شیخی همسر از کف بداده بود و چندی بود غمگین و ناخوش احوال روزگار می گذرانید. از غم این واقعه که اهالی عزب می خواندندش سر به گریبان برده بود و جز گهگداری آنهم به ناچار سر از گریبان خارج نمی کرد. شبی با جمعی از مریدان در حال عبور از کنار دریاچه ی دهشان بودند که شاگردان نظاره کردند استاد هق هق زد زیر گریه و دیده پرخون کرد و دودستی بر سر کوفت و داد و فغان سر داد و خاک بر سر خود ریخت و هر آن کاری که فکرش را بکنید یا نه کرد و جمله شاگردان انگشت حیرت به سوراخ دهانشان فرو اندر برده بودند به شکلی که نیا و نبین که حیا از قدیم الایام گفته اند مایه ی پیرایه ی مومن است!
شاگردان را وسواس سر درآوردن از راز و غیب این مسئله به اذهان نیمه فعالشان افتاد چونان ککی که وقتی به تمبان کسی افتد تا خشتک از سرش به زیر نکشد رهایش نمی کند! القصه...
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
عجب اینکه دوستان ما یک به یک از آغوش گرم و نرم خانواده قهر نموده و اقدام به تاسیس وبلاگ می نمایند...! این همخاک هم جو دیگر دوستان گرفتش و کاملا بی جهت(!) اقدام کرد به تاسیس وبلاگی به نام بی جهت . بروید... بخوانید... محظوظ شوید... نشدید هم نشدید... اصراری نیست!!![]()
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سلام
این وبلاگ احتمالا به زودی آپ می شود و برای تنبیه خوانندگان بی خیال که به خواسته ی من توی این پست بی تفاوت بودن از گذاشتن ادامه ی متن پست اجتناب می کنم تا اندر خم یک کوچه و اندر کف بمانند... در ضمن از همه ی عزیزان با محبتی که ادامه ی پست رو به سلیقه و قلم خودشون کامل کردن ممنونم... ایشالله تو خوشی هاتون جبران کنیم!!
خوش باشید و شادزی
يكي كه هنوز درست و حسابي احراز هويت نشده(!) اقدام به تاسيس وبلاگي كرده با عنوان طنز فروش! ولی چیزی که معلومه باادبه و البته درمورد استعداد طنزنویسیش هم باید بعدا اظهارنظر کرد! ما که از پست اولش خوشمون اومد... اگه دوست داشتین شما هم سری به طنزفروش بزنید...
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|